مهندس علیرضا رزاقیفرد در سیزدهمین گردهمایی کارکنان شرکت فراسازه دج کاوان: موفقیت میتواند بهمعنای وجود احساس کمک به جهان و ایجاد تغییر باشد (سخنرانی گردهمایی سیزدهم بهشمارهی 1)
هر پیامبری و رهبران بزرگ - که در صدر آنها، رهبران بزرگ دینی هستند - آمدهاند که تغییر ایجاد کنند.
مقدمه
بسماله الرحمن الرحیم
وَالْعَصْرِ - إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ - إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
خیر مقدم عرض میکنم خدمت همهی همکاران خودم و مهمانان عزیزی که در این جلسهی گردهمایی سیزدهم حضور بههم رساندهاند. باید عرض کنم حضور همهی همکاران در گردهماییهای فصلی، الزامی است. توقع داریم
همهی همکاران از پروژهها در این گردهمایی شرکت کنند. فوایدش خیلیزیادی است.
ایام از طرفی ولادت با سعادت حضرت زهرا(سلاماله علیها) است لذا روز زن را به همهی زنها تبریک میگویم و روز مادر را به همهی مادران تبریک میگویم. از طرفی نزدیک هستیم به ولادت حضرت امیر(علیهالسلام) و لذا روز پدر را به همهی پدرها تبریک عرض میکنم. ولادت حضرت امیر(علیهالسلام) در 13 رجب است. به ایام رجب و شعبانیه و ماه رمضان داریم وارد میشویم. این سه ماه، ایام و ماههای متفاوت و متبارکی هستند که انشاءاله هر کسی در مسیر معنوی خودش باید توجه ویژهای به این ایام داشته باشد. اگر جستجوی کوچکی در اینترنت داشته باشیم میتوانیم برکات و ارزشهایی که در این ماه وجود دارد را درک کنیم. وقت برای بیان آن موارد در این جلسه وجود ندارد ولی متناسب با موضوع جلسه هست. اگر جستجو بفرمایید به ما کمک کردهاید.
شرکت در حال گسترش است؛ همکاران جدید تشریف میآورند. در این فصل، چند همکار جدید به ما اضافه شدهاند. جناب مهندس مجتبی چاوشی در دفتر مرکزی، مهندس بابک نعمتی - که در اینجا حضور ندارند - و مهندس مرتضی مراوند در پروژهی گاومیشان، خالد کرمی در پروژهی ساختمانهای ایلام و دوستان دیگر که در این جلسه
در خدمتشان هستیم.
عرض تسلیت داریم خدمت جناب مهندس مجتبی چاوشی که پدرشان بهرحمت خدا رفتهاند و همچنین به برادران میرزایی (بردیا و بهادر) که مادر بزرگشان بهرحمت خدا رفتهاند ... و فاتحه میفرستیم برای همهی گذشتگان.
همچنین از همهی همکارانمان در مجموعهی شرکت فراسازه دج کاوان خصوصا در پروژهی کوهسار که همکاران بهجد تلاش کردند و یک برگ زرینی را در کارنامهی شرکت فراسازه دج کاوان گنجاندند. لذا بهنوبهی خودم از مهندس هومن عباسی و سرکار خانم فاطمه رزاقیفرد، مهندس محمد رضا باقری، مهندس سیاوش رهیده، مهندس میلاد جمالآبادی و مهندس پیمان فلاح - که الان در خدمتشان هستیم - تشکر و قددانی میکنم.
واقعا خیلیخوشحال هستم که در جمع شماها هستم و از خیلی از بچههایی که در شرکت در حال کار هستند دارم
یاد میگیرم. کلمهها و واژههای بهدردبهخور و جملههای درستی که میتواند برایمان هدفافرین باشد. خصوصا خیلی از جوانانی را که میبینم؛ آنهایی که خیلی انگیزه دارند و خیلی بافکر و مطالعه و اهل تحقیق هستند؛ زود چیزی را نمیپذیرند و ... و خود این امر باعث میشود که ما رشد کنیم ... اگر یک جملهای گفته میشود زود پذیرفته شود باعث رشدمان نخواهد شد. نمونهاش مثالی بود که جناب مهندس حسین اشجع اروان زدند و مثال خیلیقشنگی بهشمار میرفت. گفتند یک خانواده هستیم. در واقع از دو تشبیه استفاده کردند:
- یکی تشبیه به بدن که ما اجزای مختلف این بدن هستیم که یکی رگ است و دیگری سرخرگ ... و اگر واقعا
هر عضوی، رگ نداشته باشد حسی نخواهد داشت ...
- و دیگر اینکه ما یک خانواده هستیم و میتوانیم با هم زندگی کنیم ... این دو درسی بود که امروز از جناب مهندس حسین اشجع اروان آموختیم.
با توجه به اینکه حادثهای هم در مورد یک کارگر در پروژهی گلابدره اتفاق افتاده است؛ اینکه یکنفر از کارگران تومور مغزی داشته است و بر سرش فشار آمده است و در بیمارستان فوت شده است.
ار فرصت استفاده میکنم برای اینکه آماده بشوم ... هم روز جمعه است برای شادی همهی گذشتگان و پدر و مادرهایی که در جمع ما نیستند و هم تازه از دسترفته، مادر بزرگ برادران میرزایی و پدر جناب مهندس مجتبی چاوشی و هم این کارگر، تقاضا دارم صلوات بفرستید همراه با حمد و سوره!
بحثمان دربارهی موفقیت است. موفق بودن کلمهای زیبا و پرطمطراق است و در عین حال، توضیح دادن و تعریف آن، کار بسیار سختی است.
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی)
مولانا میفرماید:
بیدار شو ای دل - که جهان میگذرد
وین مایهی عمر، رایگان میگذرد
در منزل تن مَخُسب و غافل منشین
کز منزلِ عمر، کاروان میگذرد.
بههر حال هر کسی به این دنیا آمده است و زندگی خودش را بازی کرده و رفته است. اما اینکه در زندگی، چگونه بازی و نقشافرینی کنیم خیلی مهم است. هر کداممان به این امر باید خیلی دقت کنیم. هر کسی باید بداند دارد بازی زندگی خودش را میکند و این بازی متأسفانه قابلتکرار نیست.
آقایی بهنام دکتر هاشمالزین (Hashim AlZain) در ارتباط با موفقیت مقالهای را تهیه کردهاند که ما سعی کردهایم
از ایشان کمک بگیریم. یکمقدار در مورد این موضوع صحبت کنیم. متأسفانه وقت کم است و جا انداختن این موضوع کار سنگین و سختی است.
آیاتی که آقای محمد ابراهیم علیمردانی انتخاب کردند و اول جلسه پخش شد با همین موضوع مرتبط بود. هر پیامبری و رهبران بزرگ - که در صدر آنها، رهبران بزرگ دینی هستند - آمدهاند که تغییر ایجاد کنند. اگر مضمون آیات را میخواندید متوجه میشدید که مخاطبانشان نمیخواستند تغییر ایجاد شود. میگفتند: «ما میخواهیم همان راهی را برویم که پدران و مادران ما رفتهاند». میتوانید به این آیات سورهی مبارکهی هود، آیات 86 الی 88 مراجعه بفرمایید. البته آیات مشابه در قرآن زیاد است.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
از شیطان رانده شده به خدا پناه میبرم
بسم الله الرحمن الرحیم
بهنام خدا که رحمتاش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی.
أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ
از شیطان رانده شده به خدا پناه میبرم.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
بهنام خدا که رحمتاش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی.
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر مؤمن باشید آنچه خدا از کسب حلال برای شما باقی گذارده است بهتر است.
وَ مَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
و من بر شما نگاهبان نیستم.
قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ
گفتند: ای شعیب(علیهالسلام)! آیا نمازت، تو را بر آن میدارد که آنچه پدرانمان میپرستیدند را رها کنیم؟
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ
یا در اموال خود هر طور که بخواهیم عمل کنیم؟
إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيد
همانا تو مردی بردبار و فرزانهای! پس چرا ما را محدود میکنی؟!
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا
گفت: ای قوم من! چه میگویید اگر از جانب پروردگارم دلیلی روشن داشته باشم و من را موهبتی نیکو (نبوت) عطا کرده باشد؟
وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ
آیا میتوانم از فرماناش سرپیچی کنم؟! من نمیخواهم در آنچه باز میدارد خود خلاف کنم.
إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ
و تا آنجا که بتوانم جز اصلاح نمیخواهم.
وَ مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ
و توفیق من منحصرا با خدا است.
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
بر او توکل کردهام و بهسوی او روی میآورم.
صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیمُ
راست گفت خدا بلندمرتبه و باعظمت.
میخواهیم در مورد مفهوم موفقیت، یکمقدار صحبت کنیم.
همهی ما در زندگی میخواهیم به چیز معناداری دست یابیم تا رضایت خدا، خودمان و اطرافیانمان را - که بیش از همه تحسینشان میکنیم - فراهم کنیم خواه آگاهانه (Consciously) یا ناخوداگاه (Subconsciously).
موفقیت (Success)، موقعیت و شرایطی است که دامنهی تعریف شدهای از انتظارها در آن براورده میشود.
موفقیت میتواند بدینمعنا باشد که بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان باشیم؛ یعنی الآن این هستم و میخواهم
به چیزی بزرگتر برسم.
موفقیت میتواند بدینمعنا باشد که به خودمان، خانوادهیمان، سازمانمان یا جامعهیمان کمک کنیم تا به اهداف ارزشمندی دست یابیم.
موفقیت میتواند بدینمعنا باشد که تأثیری ماندگار (Lasting Impact) داشته باشیم! چه افرادی هستند که سالها و قرنها رفتهاند اما اسمشان هنوز هست.
همانطور که به یک کوه یخی مینگریم آن قسمتی را میبینیم که از آن بیرون زده است. ولی موفقیت با واژههایی نظیر ذیل ارتباط پیدا میکند:
- سختکوشی
- پشتکار
- شبزندهداری
- فداکاری
- نظم و انضباط
- مطالعهی انتقادی
- شک و تردیدها
یعنی نپذیرفتن هر حرفی
- پذیرش شکست
- پذیرش خطر (ریسک).
شاخصهای موفقیت به بستر و زمینهای (Context) بستگی دارد که در آن واقع شدهایم. شاخصهای موفقیت توسط برداشتمان از آنچه موفقیت باید باشد تعیین میشود. شاخصهای موفقیت از آنچه ناظران ارزیابیکننده
از عملکردمان مدنظر قرار میدهند تعیین میشود. ناظر بیرونی دارد عملکردمان را رصد میکند. کسی که خدا باور است میگوید خدا دارد ما را رصد میکند. فردی دیگر میگوید سازمان دارد ما را رصد میکند.
یکنفر ممکن است موفقیت را دستیابی به چیزهای خاصی در زندگی بداند. در حالی که دیگری ممکن است همانموقعیت را شکست بداند. بهعنوان مثال، رئیس دزدان دریایی زمان که یک کشتی را میگیرد خودش را موفق میداند؛ ولی از زاویهای دیگر، فردی اینکار را انسانی نمیداند؛ اصلا موفقیتامیز تلقی نمیکند؛ اینکار بهزعم دیگری موفقیت را اذیت کردن دیگران میداند.
موفقیت به باورهایمان بستگی دارد.
بهخصوص در موقعیتهایی که برنده در یک سناریو در رقابت مستقیم، همهچیز را بهدست میآورد.
هیچکس نمیخواهد متوسط باشد و مطمئنا هیچکس هم نمیخواهد شکستخورده باشد! فرقی نمیکند که
در مورد افراد یا سازمانها صحبت کنیم؛ هریک از ما میخواهیم موفق باشیم.
هر فرد، تعریف خود را از موفقیت دارد که به بستر یا زمینه، موقعیت، الگوهای رفتاری، تربیت و چگونگی درک وی
از دنیای اطرافش بستگی دارد. موفقیت همچنین به محدودیتهایی بستگی دارد که برای خودمان تعیین میکنیم.
در حالی که اکثر مردم موفقیت را از نظر پول و دارایی میسنجند کسانی هستند که شاخصهایی برای موفقیت دارند که کاملا متفاوت و فراتر از داراییهای مادی است. اما چه کسی میتواند بگوید چه کسی درست میگوید یا چه کسی غلط؟!
آیا تا بهحال از خود پرسیدهایم که آیا تعریف جامعه از موفقیت چیزی را نادیده میگیرد که فکر میکنیم و انتظار داریم باید دربر بگیرد؟ آیا تا به حال با استانداردهای معمول برای موفقیت مواجه شدهایم و از خود پرسیدهایم چرا موجب خوشحالیمان نشده است؟!
یکسری واژههای نظیر ذیل وجود دارد که با موفقیت درگیر هستند:
- تجزیه و تحلیل (Analysis)
- خطر (ریسک) (Risk)
- راهبرد (استراتژی) (Strategy)
- برنامهریزی (Plan)
- هدف دوردست (Goal)
- و ...
آیا تا بهحال به این فکر کردهایم که چرا تعریف دیگران از موفقیت باعث میشود باور کنیم که موجب محدودیتمان میشود و با معنای موفقیت برایمان همخوانی ندارد؟! اکثر مردم تعریف موفقیت را بر متغیرهایی بنا مینهند که توسط سیستمی احاطه شدهاند که در آن، فعالیت میکنند. در حالی که این رویکرد ممکن است به افراد کمک کند
تا کارهایشان را محقق کنند ولی دیدگاهی محدود در مورد موفقیت بهشمار میرود زیرا به کاهش سطح
نواوری و خلاقیت اشاره دارد که متأسفانه اکثر مردم تجربه میکنند و مانع پیشرفت جمعیشان (Collective Progress) شده است!
وقتی درک محدودی از موفقیت داریم نمیتوانیم خلاقانه فکر کنیم و در روشهای قدیمی انجام کارها محصور میمانیم و نمیتوانیم رشد یا پیشرفت کنیم!
از آنجایی که موفقیت دستیابی به اهداف خاصی است که در زندگی خود برای تحقق آنها برنامهریزی کردهایم
هر فرد، موفقیت را بهشکل متفاوتی تعریف میکند.
سبکهای تربیت.
موفقیت به چگونگی تربیتمان در گذر زمان ارتباط پیدا میکند. در این شکل:
- محور افقی، حمایت است
- محور عمودی، نظارت است.
که در همهی مباحث آموزشی مطرح است اعم از: خانواده یا غیرخانواده. ممکن است پدر و مادر:
- از بچه حمایت کنند و هم مطالبهگر باشند یعنی نظارت کنند. در اینصورت سبک تربیتشان، سبک مقتدرانه
(Authoritative) خواهد بود.
- از بچه حمایت نکنند و همهاش مطالبهگر باشند. در اینصورت سبک تربیتشان، سبک مستبدانه (Authoritarian) خواهد بود.
- از بچه حمایت کنند ولی مطالبهگر نباشند یعنی نظارت نکنند. در اینصورت سبک تربیتشان، سبک سهلگیرانه
(Permissive) خواهد بود.
- از بچه حمایت نکنند و مطالبهگر هم نباشند یعنی نظارت نکنند. در اینصورت سبک تربیتشان، سبک غفلتگرایانه (Uninvolved) خواهد بود.
یک فرد موفق را میتوان کسی دانست که برای رسیدن به اهداف خاصی تلاش میکند و به آنها دست مییابد!
موفقیت را بهعنوان شادکامی (Being Happy) و تکامل و رضایت کامل (Being Fulfilled) ببینیم.
موفقیت را میتوان بهعنوان کسب موقعیت (Status) ببینیم یا زمانی که به دستاوردی (Accomplishment) میرسیم بگوییم موفق شدهایم. وقتی در مورد موفقیت صحبت میکنیم همهی این عناصر اعم از: شادکامی، تکامل و رضایت کامل، کسب موقعیت و دستاورد بهدلیل ارتباط متقابلشان با یکدیگر مرتبط هستند.
بنابراین اگر هیچ تعریف جهانی از موفقیت وجود ندارد چگونه میدانیم کدام تعریف بهترین تعریفی است که میتوانیم برای خودمان انتخاب کنیم بهگونهای که رسیدن به اهدافمان را تضمین کند؟
کلمههایی مانند: راهحل (Solution)، ایده (Idea)، باورها (Believes)، آینده (Future)، هدف دوردست (Goal)، تکمیل و اجرا (Accomplishment)، دستاورد (Achievement)، پیشرفت (Progress)، برنده شدن (Winning)، سختکوشی (HardWork) و ...
با موفقیت ارتباط دارد.
فرض کنید کسی راحتطلبی را مدنظر قرار دهد و بعد بگوید میخواهد موفق باشد. نمیتوانیم برنامه (Plan) نداشته باشیم و بعد بگوییم میخواهیم موفق باشیم. نمیتوانیم دنبال حلمسأله (Problem Solving) نباشیم و بعد بگوییم میخواهیم موفق شویم. نمیتوانیم بگوییم باورهایمان تعیین نشدهاند و و از لحاظ مذهبی باری بههر جهت هستم یکهفته یا ششماه دیگر نظرم را عوض میکنم. اول در مورد باورها باید فکر کنیم و تلاش کنیم به آن باورها برسیم و براساس آن باورها حرکت کنیم.
چشمانداز (Vision) باید داشته باشیم. بهینه (Optimum) باید کار کنیم. باید بتوانیم بهبود مستمر (Continuous Improvement) داشته باشیم. باید بتوانیم هزینهها (Prices) را به حداقل برسانیم. باید بتوانیم از وقتمان حداکثر استفاده را ببریم.
همهی این کلمهها در کنار موفقیت مطرح میشود.
آیا خودمان را موفق میانگاریم؟!
گاهیاوقات موفق بودن ممکن است بدینمعنا باشد که باید از نظر ناظران دیگر بلندپرواز بهنظر برسیم. گاهیاوقات یکنفر میخواهد قهرمان جهان شود؛ زیرا در حالی که موجب میشویم از موفقیت درک بیشتری داشته باشیم
ممکن است ایدههای رؤیاییای را از سر بگذرانیم!
موفقیت را میتوان بهروشهای مختلفی تعریف کرد. اما این امر به ما بستگی دارد که تصمیم بگیریم کدام تعریف برایمان معنادارتر است. زیرا تنها کسی که واقعا میتواند موفقیتمان را تعریف کند خودمان هستیم! نمیتوانیم تعریف
نهایی و یکسانی از موفقیت را برای همه تجویز کنیم؛ زیرا این امر امکانپذیر نیست! یکنفر ممکن است در فعالیتهای ورزشی، خود را موفق تعریف کند و دیگری در فعالیتهای علمی. حالا خواهیم رسید به این امر که اگر بخواهیم
یک ورزشکار خیلی بزرگ شویم؛ یک عارف بزرگ باشیم؛ اگر بخواهیم دانشمند بزرگ شویم؛ اگر بخواهیم در یک کسب و کار بزرگ شویم و ... فرمول موفقیت در آنها، یکی است. کسی که در هر رشتهای به مقامهای بالا میرسد باید:
- سختکوشی داشته باشد.
- شببیداری بکشد.
- روحیهی فداکاری داشته باشد.
- مستبد نباشد.
بسیار مهم است دقیقا بدانیم چگونه موفقیت را در زندگی خود تعریف کنیم تا اهداف خود را براساس آن تعیین کنیم. بهعبارت سادهتر، موفقیت چیزی است که باید برای خودمان تعریف کنیم و هیچکس دیگری نمیتواند اینکار را برایمان انجام دهد!
موفقیت میتواند بهمعنای وجود احساس کمک به جهان و ایجاد تغییر باشد. موفقیت میتواند بهمعنای احساس تعلق
به یک جامعه یا سازمانی خاص باشد. همچنین میتواند بهمعنای انجام کاری معنادار در حرفهیمان باشد یا میتواند بهمعنای توانایی انجام کارهایی باشد که دوست داریم. مثلا من مهندسی یا هر رشتهای خواندهام میخواهم در آن رشته، عمیق شوم و خودم را به انتهای آن رشته برسانم و از این مسیر بروم و موفق شوم.
اگر در تعریف معنای موفقیت برای خودمان مشکل داریم دو گزارهی صحیح آتی را مدنظر قرار دهیم:
- اولین گزاره - هیچوقت برای شروع تعریف موفقیت دیر نیست.
- دومین گزاره - میتوانیم تعریف خودمان از موفقیت را ارائه دهیم.
بههمین دلیل است که باید از خودمان بپرسیم: «موفقیت و دستاوردهای آن برای من چه معنایی دارد؟» پاسخ
به این سؤال به ما کمک میکند تا موفقیت را از دیدگاه خودمان بهتر تعریف کنیم!
برخی ممکن است موفقیت را داشتن ماشینهای لوکس یا داشتن عمارتهای بزرگ تعریف کنند. در حالی که برخی دیگر ممکن است زندگی پُر از شادکامی و بهرهمندی از لذایذ مادی و معنوی همراه با خانواده و دوستان تلقی کنند! هرکسی ممکن است یک باوری برای خودش داشته باشد.
زمانی که موفقیت را تعریف میکنیم باید بررسی نماییم که کدام تعریف درست است یا اشتباه؟ چه کسی میتواند تعیین کند یک تعریف صحیح است یا غلط.
وقتی درک کردیم چهچیزی برایمان شخصا از اهمیت برخوردار است و آن را مکتوب کردیم میتوانیم بر روی چشمانداز و اهداف خود تمرکز کنیم! باید مطمئن شویم که همهی موارد را مکتوب کرده باشیم.
سؤالهای مهم در مسیر موفقیت
وقتی میخواهیم در مسیر موفقیت گام برداریم باید این سؤالها را با خود مرور کنیم:
- سؤال اول - چهچیزی ما را خوشحالتر میکند؟
- سؤال دوم - چهچیزی نیازهای اساسیمان را براورده میکند؟
- سؤال سوم - برای چهچیزی بیشترین ارزش را قایل هستیم؟
- سؤال چهارم - ارزشمندترین دستاوردها برای ما کدام است؟
- سؤال پنجم - باورهایمان در مورد موفقیت از چه بخشهایی تشکیل یافتهاند؟
- سؤال ششم - آیا تعریفمان از موفقیت بهخاطر رؤیایی و دستنیافتنی بهنظر رسیدن موجب ترسمان میشود؟!
- سؤال هفتم - شادکامی (Happiness) را چگونه تصور میکنیم؟!
- سؤال هشتم - الگوهایمان در زمینهی موفقیت چه کسانی هستند؟
- سؤال نهم - اگر هیچ مانعی در مسیر تحقق اهدافمان وجود نداشته باشد برای دستیابی به موفقیت چه کارهایی باید انجام دهیم؟
- سؤال دهم - با چه چالشهای اساسیای در فعالیتهای روزمرهیمان روبهرو میشویم؟
- سؤال یازدهم - تا الان چه کارهایی برای کمک به عبور از چالشهایی که در زندگیمان با آنها مواجه میشویم انجام دادهایم؟
آیا میتوانید مثالی در این مورد بزنیم؟
(جواب یکی از حضار): دستکم گرفتن خودمان.
- سؤال دوازدهم - در حالحاضر چه کارهایی انجام میدهیم که موجب کاهش سرعت حرکتمان بهسمت موفقیت میشود؟
برنامهریزی کردهایم ولی کاری انجام میدهیم که مانعمان میشود؛ سرعتمان را کند میکند. بهعنوان مثال میخواهیم ورزشکار قویای شویم پُرخوری هم میکنیم؛ پُرخوری با ورزش کردن تناسب ندارد.
مثالی دیگر، میخواهیم مطالعهی علمی کنیم سرگرم فعالیت با گوشی میشویم و وقتمان بیهوده صرف میشود.
لذا باید دقت کنیم و کارهایی که مانع در مسیر موفقیتمان هستند را از مسیرمان برداریم.
- سؤال سیزدهم - چند نفر روزانه روی ما حساب باز میکنند و ما را تکیهگاه خود قرار میدهند؟
یعنی بدون وجود بقیه نمیتوانیم موفق باشیم. برای موفقیت باید دیگران بتوانند بر روی ما تکیه کنند. چون قرار است آنان را با خودم بالا بکشیم.
- سؤال چهاردهم - چه میزان وقت صرف رشد مهارتهایمان میکنیم؟
- سؤال پانزدهم - چهچیزی موجب ایجاد بیشترین میزان انگیزه در ما میشود و مشوقمان در تعیین اهدافمان بهشمار میرود؟
- سؤال شانزدهم - چگونه با شکستها و ناامیدیها مواجه میشویم؟
در مسیر موفقیت باید شکست بخوریم. آنان که وقتی متحمل شکست میشوند جا میزنند به موفقیت دست نمییابند.
- سؤال هفدهم - در حالحاضر از چه راهبردهایی (استراتژیهایی) برای سنجش پیشرفت در تحقق اهدافی برخوردار هستیم که برای خود تعیین کردهایم؟
وقتی هدفگذاری کنیم در علم عرفان میگویند مراقبه داشته باشیم! بنشینیم و بنویسیم و حساب و کتاب کنیم! ببینیم چقدر از کارهایی که برنامهریزی کردیم تحقق بخشیدهایم.
- سؤال هجدهم - وقتی صحبت از موفقیت میشود آیا بیشتر به آنچیزی اهمیت میدهیم که دیگران در مورد ما
فکر میکنند؟
یا اینکه خودمان برنامهریزی کردهایم که حرکت کنیم.
بهعبارت دیگر وقتی به انعکاس خودمان در آینه نگاه میکنیم چه احساسی نسبت به خودمان داریم؟
- سؤال نوزدهم - اگر نمیتوانستیم متحمل شکست شویم موفقیت از نظرمان چگونه بود؟
- سؤال بیستم - اگر نمیترسیدیم موفقیت را چگونه میانگاشتیم؟
گاهیاوقات ترس بهشدت با موفقیت در تضاد و جنگ است.
یک مضمون مشترک (Theme) وجود دارد که تمام حوزههای مختلف زندگیمان را به یکدیگر پیوند میدهد. یافتن مضمون مشترک ممکن است به ما در این مورد شفافیت بیشتری بدهد که موفقیت واقعا برای ما به چه معناست!
وقتی بهجای اینکه فقط به افکار و ایدههایمان فکر کنیم شروع به نوشتن آنها کنیم متوجه چیزهایی میشویم که ممکن است همیشه برایمان نامرئی بودهاند!
بنابراین نوشتن خیلی مهم است. یکسری افراد هستند که متأسفانه نمینویسند. وقتی شروع به نوشتن میکنیم متوجه میشویم چند فعالیت جا مانده است. بنابراین میتوانیم گامهایی را برای اصلاح وضعیتی برداریم که در آن هستیم
تا به تغییر کفهی ترازو بهنفع خود کمک کنیم.
موفقیت از منظر ما
موفقیت بهمعنای کپی کردن از کارهای دیگران بهعنوان شاخص ارزش برای ما نیست.
اگر برای تعریف موفقیت، رویکرد مقایسهای دستاوردها را در پیش بگیریم باید بدانیم که از یک رویکرد مناسبی
بهره نبردهایم!
وقتی به نقاطقوت دیگران که تحسینشان میکنیم نظر میافکنیم آیا با مقایسهی نقاطقوت دیگران با نقاطضعف خود، خودمان را برای شکست و ناامیدی آماده میکنیم؟
چگونه خود را با الگوهایمان مقایسه میکنیم؟ این امر چه احساسی به ما میدهد؟
ممکن است قبلا اینکار را انجام دادهایم: مقایسهی نقایص خود با نقاطقوت دیگران.
این بدانمعنا نیست که مقایسه هیچ فایدهای ندارد؛ زیرا الگوها و مربیان میتوانند بهعنوان منابع عالی الهامبخش
برای ما عمل کنند. آنها ویژگیهای رهبری و مراحل رسیدن به رؤیاهای بزرگ و اهداف بلندمدت را به ما
نشان میدهند و به ما ثابت میکنند که اینکار انجامشدنی است!
باید یکسری شاخصهای ارزش برای خودمان تعریف کنیم تا بتوانیم مقایسه نماییم. خطکش بر روی خودمان بگذاریم. متأسفانه همیشه مینشینیم و همه را نقد میکنیم الا خودمان را. در حالی که خداوند اینکار را بهشدت نقد کرده است و میگوید: غیبت نکنید! ولی خودمان را نقد نمیکنیم. خطکش نمیگذاریم که مثلا قرار است امروز:
- اینقدر غذا بخوریم؛ در حالی که گاهی چند برابر میخوریم.
- این میزان مطالعه کنیم؛ در حالی که یکدهم مطالعه میکنیم.
- این فعالیتهای معنوی را انجام دهیم؛ در حالی که انجام نمیدهیم.
اگر برای خودمان یک جدول درست کنیم و این موارد را بهعنوان شاخص تعریف کنیم و هر روز به خودمان امتیاز دهیم خیلی متفاوت خواهیم شد.
با این حال، مقایسهی خود با دیگران ممکن است باعث ایجاد احساس نارضایتی و ناکافی بودن در ما شود.
مقایسهی خود با دیگران ممکن است باعث شود نقاطقوت و دستاوردهای خود را فراموش کنیم و این امر ممکن است موجب ایجاد دیدگاهی نادرست نسبت به واقعیت شود.
بهنوعی این تحریف در منظر ما ممکن است موجب ایجاد ناامنیهایی در ما شود و در عین حال موجبات اغراق
در موفقیت دیگران آنهم بهروشی ناصحیح را فراهم آورد.
نوع اشتباه مقایسه، معطوف شدن توجهمان به داراییهای دیگران است؛ بهجای اینکه روی نقاطقوت و اهداف خود تمرکز کنیم.
مصداق عدم باور به خود یکی آن است که نقاطضعف خودمان را نقاطقوت دیگران مقایسه میکنیم. در حالی که نقاطقوت داریم و میتوانیم بر روی آن تمرکز کنیم. الگوهای مقایسهای در شرایطی میتواند برایمان مثبت باشد که خودمان را با یک فردی مقایسه کنیم که از ما رشدیافتهتر است. اگر هدفگذاری کنیم که خودمان را به آن برسانیم و آن را الگو قرار دهیم بسیار خوب است ... اگر مقایسههایمان با افرادی باشد که از ما ضعیفتر هستند و شاخصهای باورهایشان با ما متفاوت است الگوبرداری صحیح نیست و ما را بهسمت موفقیت هدایت نمیکند.
در واقع، درگیر شدن با دستاوردهای دیگران ممکن است باعث شود ارزشهای خود را فراموش کنیم؛ بهگونهای که
در نهایت بهجای دنبال کردن اهداف و نسخهی خودمان از موفقیت، رؤیاهای شخص دیگری را دنبال کنیم! بههمین دلیل است که باید لحظهای وقت بگذاریم و در مورد شکستهای خود تأمل کنیم بدینترتیب به چیزهایی
دست خواهیم یافت که در زندگی خود نیاز داریم تا احساس موفقیت کنیم.
نباید در دام اشتباه بین نیازها و خواستههایمان بیافتیم. مطمئن شویم بین خواستهها و نیازهای خود تمایز قایل میشویم!
- نیاز، چیزی است که برای زندگی و عملکرد ضروری است؛
- در حالی که خواسته، چیزی است که میتواند کیفیت زندگیمان را بهبود ببخشد.
بهعبارت دیگر نیاز شامل چیزهایی مانند: غذا، لباس، سرپناه و مراقبتهای پزشکی است؛ در حالی که خواسته هر چیز دیگری را شامل میشود!
معمولا درگیر نیازهای اولیهی خودمان هستیم.
حضرت سعدی میفرماید: «عمر گرانمایه در این صرف شد - تا چه خورم سیف و چه پوشم شتا».
نیازها چیزهایی هستند که برای زندگی ضروی بهحساب میآیند. در حالی که خواستهها چیزهایی هستند که میخواهیم به آنها برسیم و کیفیت زندگیمام بهشمار میروند.
اقدام برای موفق شدن
اقدامهای ذیل میتواند به ما کمک کند که در اندازهگیری موفقیت و تمایز بین خواستهها و نیازهای خود بهتر عمل کنیم:
- اول - اهداف خود را مکتوب کنیم.
- دوم - به تدوین علایق خود بپردازیم.
اینکه چهچیزی موجب شادکامیمان (Happiness) میشود.
- سوم - تعهد داشته باشیم.
اگر قول و قرار گذاشتیم پای آن بایستیم.
- چهارم - از اشتباههای خود درس بگیریم.
- پنجم - با خودمان صادق باشیم!
- ششم - موانع را برداریم!
- هفتم - نقش منفی برعهده نگیریم!
- هشتم - از فکر کردن بیش از حد خودداری کنیم!
- نهم - رؤیاهای بزرگ داشته باشیم اما از کم شروع کنیم!
- دهم - عادتهای خوب را در خود پرورش دهیم!
موفقیت از منظر افراد مشهور
سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل (Sir Winston Leonard Spencer Churchill)، سیاستمدار انگلیسی
موفقیت یعنی حرکت کردن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق!
مایا آنجلو (Maya Angelou)، شاعر، خواننده، خاطرهنویس، بازیگر و فعال حقوق مدنی امریکایی
موفقیت یعنی کاری را که میکنید دوست داشته باشید و خودتان انتخاب کنید آن را چگونه انجام دهید.
اوپرا گیل وینفری (Oprah Gail Winfrey)، مجری توانا
شما همین که کاری برای مهم بودن انجام دهید و تلاش زیادی کنید موفقیت بهدنبال شما خواهد آمد.
بیل (ویلیام هنری) گیتس (William Henry Gates III)، مدیرعامل مایکروسافت
موفقیت یعنی ببینید که آیا تعداد زیادی از مردم، شما را قبول دارند؟!
این بحث ایشان در حوزه کسب و کار است و اشاره به مشتریمداری دارد.
دیپاک چوپرا (Deepak Chopra)، نویسنده و پزشک امریکایی هندیالاصل
موفقیت یک سفر مترقی برای رشد مداوم است.
سر ریچارد چارلز نیکلاس برانسون (Sir Richard Charles Nicholas Branson)، کارافرین و سرمایهگذار بریتانیایی
بهنظر من موفقیت واقعی را باید با میزان شادکامی شما سنجید.
دواین داگلاس جانسون (Dwayne Douglas Johnson)، بازیگر و کشتیگیر حرفهای پیشین کانادایی، امریکایی
موفقیت، یکشبه اتفاق نمیافتد. اندکی بهتر شدن نسبت به روز قبل، موفقیت است ... کار سخت مداوم موجب موفقیت میشود.
به کلیدواژههایی مثل اینکه یکشبه اتفاق نمیافتد دقت کنیم. گاهی لازم است دهسال زحمت بکشیم تا به موفقیت دست یابیم.
مارک کوبان (Mark Cuban)، کارافرین و سرمایهدار امریکایی
تعریف موفقیت، خوردن صبحانه با لبخندی بر چهرهی شما هنگام صبح است و اینکه بدانید روز خوبی خواهید داشت.
جان رابرت وودن (John Robert Wooden)، بازیکن و مربی سابق بسکتبال امریکا
موفقیت آرامش ذهن است؛ آرامش ذهن هم با راضی بودن از میزان تلاش خود برای رسیدن به آرزوها و اهداف بهدست میآید.
نویل گودارد (Neville Goddard)، عارف، سخنران و نویسندهی امریکایی
گری هی (Gerry Hay) بهنقل از نویل گودارد (Neville Goddard)، عارف، سخنران و نویسندهی امریکایی
تخیل نقطهی شروع واقعی خلقت است؛ قبل از اینکه چیزی بتواند در دنیای واقعی وجود داشته باشد باید بهوضوح
در ذهن شما وجود داشته باشد.
یعنی اگر میخواهیم نفر اول کشتی در جهان و برندهی فلان مدال باشیم اول باید در عالم تخیل آن مدال را دریافت کنیم. اگر میخواهیم یک کسب و کار راه بیاندازیم یا استاد فلسفه باشیم و در هر چیزی که میخواهیم موفق باشیم باید در ذهنمان آن را تخیل کنیم و به آن رسیده باشیم. تا به آن نرسیده باشیم از آن پل عبور نخواهیم کرد.
نهفقط بهعنوان یک فکر گذرا بلکه شما باید از نظر احساسی روی آن سرمایهگذاری کنید؛ به آن باور داشته باشید
تا جایی که اجتنابناپذیر بهنظر برسد.
در همین پروژهی کوهسار میخواستیم 45 روزه بهاتمام برسانیم؛ در ذهنمان شاید میگفتیم 45 روز گفتهایم ولی اگر میخواسیم تحویل بدهیم شاید نمیرسیدیم. ولی گفتیم 45 روز و در عمل هم 45 روزه بهانتها رساندیم. اگر سهماهه برنامهریزی میکردیم ممکن بود در این زمان به انتها نرسیم. با همهی انواع و اقسام موانعی که در مسیر وجود داشت در ذهنمان مرور کردیم و آزمودیم. دایما گروهی که رقیبمان بودند مانع سر راهمان میگذاشتند. ما هم دایما موانع را از سر راه برمیداشتیم. در حالی که میتوانستیم بگوییم میخواستیم 45 روزه تمام کنیم ولی نگذاشتند.
از آنجا شروع به راه رفتن، صحبت کردن و رفتار کردن میکنید؛ گویی آنچیز از قبل وجود دارد. این همانچیزی است که باور نامیده میشود.
چه اقدامهایی باید در طول مسیر انجام دهید؟ این امری مقدس (Worship) است و سپس یک روز - شاید پس از سالها گمنامی - جهان ناگهان شاهد «موفقیت یکشبهی» شما خواهد بود.
توالی وقایعی را که شما را به آنجا رسانده است پل وقایع نامیده است.
این امر را در پروژهی کوهسار بهطور واقعی تجربه کردیم. انواع وقایع برایمان حادث شد.
زنجیرهای غیرقابل پیشبینی از لحظهها، ارتباطها و فرصتهایی که هرگز نمیتوانستند از ابتدا ترسیم شوند اما در نگاه به گذشته کاملا منطقی بهنظر میرسند. این را میتوان بهعنوانپل موفقیت نیز نامید.
توماس آلوا ادیسون، مهندس، مخترع و کارافرین امریکایی
موفقیت یک درصد ذاتی و 99 درصد تلاش است.
استفان ریچاردز کاوی، معلم، نویسندهی کتابهای خودیاری، تاجر و سخنران انگیزشی امریکایی
فکر کنید و ببینید دوست دارید بعد از مرگتان چهچیزی درباره شما گفته شود؛ این همان تعریف موفقیت از دید شماست.
موفقیت از منظر روانشناسی
هرم مازلو.
موفقیت از دیدگاه روانشناسی یعنی خودشکوفایی (Self-Actualization) و تحقق پتانسیل کامل خود. بلکه سفری است که
منجر به توسعه مهارتها و تواناییها میشود. علم روانشناسی اعتقاد دارد که موفقیت لزوما یک مقصد نیست بلکه سفری است که منجر به توسعهی مهارتها و تواناییها میشود.
در هرم مازلو، قسمتهای اول و دوم از پایین، نیازهای زیستی و نیازهای امنیت هستند. تأمین نیازهای قسمتهای سوم، چهارم و پنجم از پایین را - که عبارتاند از: نیازهای اجتماعی، پیوستگی و تعلق، نیازهای عزتنفس و نیازهای خودشکوفایی - میتوان موفقیت تلقی کرد. وقتی به خودشکوفایی دست مییابیم در واقع موفق شدهایم؛ یعنی
به آرمانها و آرزوهایی رسیدهایم که برای خود ترسیم کردهایم.
در اصل، دو مرحله از هرم مازلو (نیازهای زیستی و نیازهای ایمنی و امنیت) همان نیازها است و دو مرحله از هرم مازلو (نیازهای اجتماعی، پیوستگی و تعلق، نیازهای عزتنفس و نیازهای خودشکوفایی) را میتوان بهعنوان خواستهها تلقی کرد.
انسانهایی که در تأمین نیازهای اولیهیشان میمانند در واقع در سطح اول و دوم نیازهای مازلو باقی میمانند.
معادل انگلیسی موفقیت (Success) مخفف چه عبارتهایی است؟
حروف اول کلمهی معادل انگلیسی «موفقیت» ابتدای چند عبارت است که توضیح آن میتواند مطلب جالبی باشد:
- S = See Your Goals
مشاهدهی اهداف
- U = Understand the Obstacles
درک موانع
- C = Ceate Positivity in and around You
ایجاد مثبتاندیشی در درون و اطرافمان
- C = Clear Your Doubts
شفافسازی تردیدها
- E = Embrace the Challenge
استقبال از چالشها
- S = Show the World You Can Do it
اثبات توانایی به جهان.
گاهیاوقات وقتی با چالشی مواجه میشویم بههم میریزیم. در حالی که چالش، نیاز زندگی است. هر چه چالش بیشتر باشد زندگی قشنگتر خواهد بود.
ولی ممکن است دایما از خود و اطرافیان بپرسیم چرا اینگونه شد؟
قدرت تصور از خود
به این عکس دقت کنیم! برعکس آن نیز هست. تصوری که از خودمان داریم چه هست؟
تصور کنیم اگر شخصی که به آن تبدیل شدهایم با شخصی که میتوانستیم باشیم ملاقات کند آن مکالمه چگونه خواهد بود؟ چه نوع نصیحتی از شخصی که میتوانستیم باشیم دریافت خواهیم کرد و چه هشدارهایی به خودمان خواهیم داد؟
بین کسی که الان هستیم و کسی که میتوانستیم باشیم چقدر فاصله وجود دارد؟
هر کسی در یک سنی قرار دارد. چه میخواستیم و چه هستیم؟!
گاهیاوقات تصور اینگونه است: فکر میکنم اینجوری هستم در حالی که اینگونهام.
این تصویر نشاندهندهی تصوری است که آن شخص از خودش دارد.
چگونه همهچیز با قرار گرفتن در جای درست خود بهآرامی شروع به تغییر میکند.
فرمول موفقیت
برای موفقیت میتوان فرمول ساده و خوبی ارائه کرد:
اگر نسبت به هر رویدادی، پاسخ مشخصی بدهیم بهگونهای که منجر به نتیجهای شود موفقیت حاصل خواهد شد. زندگی ما مملو از رویدادها است. ما باید پاسخ درستی به این رویدادها داشته باشیم.
خودمان 100 درصد مسؤول موفقیت خود هستیم و نه هیچکس دیگر!
دو متغیر مهم و تأثیرگذار بر فرمول موفقیت عبارتاند از:
- عادتها (Habits)
- اهداف (Goals).
عادتها خیلی مهم هستند. اگر بتوانیم خودمان را به موارد خوب عادت دهیم خیلیخوب است.
اهداف، احساس جهت داشتن در ما ایجاد میکنند که این امر به تمرکزمان کمک میکند. عادتهای مطلوب به ما برای دستیابی به اهدافمان نظم ذهنی میدهند. در یک جلسهی گردهمایی در مورد نظم ذهنی با هم صحبت کردیم.
اهداف، احساس جهت داشتن در ما ایجاد میکنند که این امر به تمرکزمان کمک میکند. عادتهای مطلوب به ما برای دستیابی به اهدافمان نظم ذهنی میدهند. در یک جلسهی گردهمایی در مورد نظم ذهنی با هم صحبت کردیم.
کلید موفقیت از مواردی نظیر ذیل تشکیل یافته است:
- درامد (Profit)
- فروش (Sales)
- تلاش (Work)
- راهبرد (استراتژی) (Strategy)
- تأثیرگذاری (Influence)
- چشمانداز (Vision)
- کار تیمی (Team)
- رشد (Growth).
از نیازمندیهای موفقیت میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
- باور
- سختکوشی
- فداکاری
- مواجهه با چالش
- ایستادگی
- جرأت، شجاعت و تهور
- و ...
بدینترتیب مقالهی اول تمام شد و مقالهی بعدی را در جلسهی بعدی گردهمایی ارائه خواهم داد.
شعری از قیصر امینپور
گاهی گمان نمیکنی - ولی خوب میشود
گاهی نمیشود - که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش - خودش جور میشود
گاهی دگر، تهیه - بهدستور میشود
گه جور میشود - خود آن بیمقدمه
گه با دو صد مقدمه - ناجور میشود
گاهی هزار دوره - دعا بیاجابت است
گاهی نگفته قرعه - بهنام تو میشود
گاهی گدای گدایی - و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر - گدای تو میشود
گاهی برای خنده - دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشهای - از سنگ میشود
گاهی تمام آبی - این آسمان ما
یکباره تیره گشته - و بیرنگ میشود
گاهی نفس به تیزی - شمشیر میشود
از هرچه زندگیاست - دلت سیر میشود
گویی به خواب بود - جوانیمان گذشت
گاهی چه زود - فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم - کجایی چه میکنی
بیعشق سر مکن - که دلت پیر میشود.